Home / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : برف و بوستان‬

سروده ای از پروین اعتصامی : برف و بوستان‬

پروین اعتصامی 2

 

برف و بوستان‬

*

‫‫

‫به ماه دی، گلستان گفت با برف‬
‫که ما را چند حيران ميگذاری‬
‫بسی باريده ای بر گلشن و راغ‬
‫چه خواهد بود گر زين پس نباری‬
‫بسی گلبن، کفن پوشيد از تو‬
‫بسی کردی بخوبان سوگواری‬
‫شکستی هر چه را، ديگر نپيوست‬
‫زدی هر زخم، گشت آن زخم کاری‬
‫هزاران غنچه نشکفته بردی‬
‫نويد برگ سبزی هم نياری‬
‫چو گستردی بساط دشمنی را‬
‫هزاران دوست را کردی فراری‬
‫بگفت ای دوست، مهر از کينه بشناس‬
‫ز ما نايد بجز تيمارخواری‬
‫هزاران راز بود اندر دل خاک‬ ‫
چه کردستيم ما جز رازداری‬
‫بهر بی توشه ساز و برگ دادم‬
‫نکردم هيچگه ناسازگاری‬
‫بهار از دکه ی من حله گيرد‬
‫شکوفه باشد از من يادگاری‬
‫من آموزم درختان کهن را‬
‫گهی سرسبزی و گه ميوه داری‬
‫مرا هر سال، گردون ميفرستد‬
‫به گلزار از پی آموزگاری‬
‫چمن يکسر نگارستان شد از من‬
‫چرا نقش بد از من مينگاری‬
‫به گل گفتم رموز دلفريبی‬
‫به بلبل، داستان دوستاری‬
‫ز من، گلهای نوروزی شب و روز‬
‫فرا گيرند درس کامکاری‬
‫چو من گنجور باغ و بوستانم‬
‫درين گنجينه داری هر چه داری‬
‫مرا با خود وديعت هاست پنهان‬
‫ز دوران بدين بی اعتباری‬
‫هزاران گنج را گشتم نگهبان‬
‫بدين بی پائی و ناپايداری‬
‫دل و دامن نيالودم به پستی‬ ‫
بری بودم ز ننگ بد شعاری‬
‫سپيدم زان سبب کردن در بر‬
‫که باشد جامه ی پرهيزکاری‬
‫قضا بس کار بشمرد و بمن داد‬
‫هزاران کار کردم گر شماری‬
‫برای خواب سرو و لاله و گل‬ ‫
چه شبها کردهام شب زندهداری‬
‫به خيری گفتم اندر وقت سرما‬ ‫
که ميل خواب داری؟ گفت آری‬
‫به بلبل گفتم اندر لانه بنشين‬
‫که ايمن باشی از باز شکاری‬
‫چو نسرين اوفتاد از پای، گفتم‬ ‫
که بايد صبر کرد و بردباری‬
‫شکستم لاله را ساغر، که ديگر‬
‫ننوشد می بوقت هوشياری‬
‫فشردم نرگس مخمور را گوش‬ ‫
که تا بيرون کند از سر خماری‬
‫چو سوسن خسته شد گفتم چه خواهی‬
‫بگفت ار راست بايد گفت، ياری‬
‫ز برف آماده گشت آب گوارا‬
‫گوارائی رسد زين ناگواری‬
‫بهار از سردی من يافت گرمی‬ ‫
منش دادم کلاه شهرياری‬
‫نه گندم داشت برزيگر، نه خرمن‬ ‫
نميکرديم گر ما پرده داری‬
‫اگر يکسال گردد خشکسالی‬
‫زبونی باشد و بد روزگاری‬
‫از اين پس، باغبان آيد به گلشن‬
‫مرا بگذشت وقت آبياری‬
‫روان آيد به جسم، اين مردگان را‬ ‫
ز باران و ز باد نو بهاری‬
‫درختان، برگ و گل آرند يکسر‬
‫بدل بر فربهی گردد نزاری‬
‫بچهر سرخ گل، روشن کنی چشم‬ ‫
نه بيهوده است اين چشم انتظاری‬
‫نثارم گل، ره آوردم بهار است‬ ‫
ره آورد مرا هرگز نياری‬
‫عروس هستی از من يافت زيور‬
‫تو اکنون از منش کن خواستگاری‬
‫خبر ده بر خداوندان نعمت‬
‫که ما کرديم اين خدمتگذاری‬

‫‫‫

‫‫‫

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*