Home / Literature / سروده ای از عایشه درانی : بی تو ای مونس جان تخت سليمان چه کنم

سروده ای از عایشه درانی : بی تو ای مونس جان تخت سليمان چه کنم

Aeshah Dorani

 

بی تو ای مونس جان تخت سليمان چه کنم
عمر خضر ار بودم حشمت خاقان چه کنم

با تو در دوزخ سوزان بتوان زيست مدام
بی تو با حور جنان روضه رضوان چه کنم

گرچه ابر کرم از چشمه حيوان بارد
بس ببارد به سر و لوُ لوُ و مرجان چه کنم

نيست بر لوح بصر غير خط زنگاری
چون نبينم رخ تو يوسف کنعان چه کنم

روز شب کردم و شب روز نيامد يارم
عمر بر باد شد اکنون سر و سامان چه کنم

هر کسی کشته خود می درود آخر کار
هستم از فعل بد خويش پشيمان چه کنم

عايشه درد تو بگذشته ز قانون شفا
چون علاجی نبود سعی به درمان چه کنم

 

عایشه درانی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*