Home / Literature / سروده ای از خالده فروغ : هوای حادثه

سروده ای از خالده فروغ : هوای حادثه

Khaleda Ferogh-1

هوای حادثه

*

زمين چه کرد که از چشم آسمان افتاد
به صورت ظاهر نه که در نهان افتاد
شکست، پای زمين و نشست و خونين شد
عصا گرفت و بار دگر از آن افتاد
شکست پايش، بي دست و پا شد و گفتا
که فال تنها ماندن مرا نشان افتاد
که پشت پا زد گاليله هم شورش من
و خود ز دايره دار عاشقان افتاد
شکست پايش و گفتا اگر من افتادم
اگر ستاره نامم به هر زبان افتاد،
به دست آدم و حوا که در من افتادند
شکوه زنده گی از دستِ جاودان افتاد
به گورِ چهره ترک بسته آهِ خويش مريز
تني ست اينجا کز سرزمينِ جان افتاد
زمين که خونين شد غرق در دلش بودم
هوای حادثه در من چه ناگهان افتاد
چو ماهيی که ز جوبار واره وترين
هبوط کرد به دريای بی کران افتاد
خروش شعر من از اُرسی زمانه من
به کوچه های پراز عابر جهان افتاد
زمين نيفتاد از چشم آسمان اما
به چشم هم افتادند تا زمان افتاد

 

خالده فروغ

Khaleda Ferogh-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*