web stats
Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : دور از رخ تو زیستن ای جان نمی توان

سروده ای از منصور حلاج : دور از رخ تو زیستن ای جان نمی توان

mansoor-al-hallaj1

 

دور از رخ تو زیستن ای جان نمی توان

از جان توان گذشت وز جانان نمی توان

بار جفا و جور توانم کشید لیک

بار فراق و محنت و هجران نمی توان

دشوار دامن تو به دست من اوفتاد

با دیگران گذاشتن آسان نمی توان

بی سرو قامت تو و گلبرگ عارضت

رفتن به سوی باغ و گلستان نمی توان

بی لذت مشاهده حور از قصور

راضی شدن به روضه رضوان نمی توان

گفتم که سر عشق بپوشم ز غیر دوست

لیکن ز دست دیده ی گریان نمی توان

درد حبیب را به طبیبان مگو حسین

کز غیر او توقع درمان نمی توان

 

 

حسین منصور حلاج

حلاج

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*