Home / Literature / سروده ای از لیلا صراحت روشنی : شب

سروده ای از لیلا صراحت روشنی : شب

 

Laila Sarahat-1

 

شب

*

زشام شهر تباهم ستاره دزديدند

ستاره های مرا آشكاره دزديدند

چو فوج فوج ملخ را به باغ ره دادند

كليد باغ به دست شب سيه دادند

شبی كه بركه ی ماهش به تشنه گی پيوست

شبی كه روزنه های ستاره اش را بست

شبي كه شعله اش ار بود برق خنجر بود

شبی كه جام سكوتش شكسته باور بود

شبيی كه خيل ملخ راه بر بهار زدند

برنده را به درختان خسته دار زدند

و سبزه ها ز سموم سياش پژمردند

و نفمه ها به گلوی پرنده ها مردند

شبی كه گر سحرش بود سخت خونين بود

جبين باور خورشيد تلخ و پرچين بود

فلق به شهر من آتش به دوش رخ بنمود

كه شعله هاش درختان سبز شهرم بود

چه دزد ها كه دليرانه و چراغ به كف

سوار اسب جنون و كليد باغ به كف

ز شام شهر تباهم ستاره دزديدند

تبسم سحرش آشكاره دزديدند

 

لیلا صراحت روشنی

 

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*