web stats
Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : شمع بخواهد نشست بازنشين ای غلام‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : شمع بخواهد نشست بازنشين ای غلام‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫شمع بخواهد نشست بازنشين ای غلام‬
‫روی تو ديدن به صبح روز نمايد تمام‬
‫مطرب ياران برفت ساقی مستان بخفت‬
‫شاهد ما برقرار مجلس ما بردوام‬
‫بلبل باغ سرای صبح نشان می دهد‬
‫وز در ايوان بخاست بانگ خروسان بام‬
‫ما به تو پرداختيم خانه و هرچ اندر اوست‬
‫هر چه پسند شماست بر همه عالم حرام‬
‫خواهيم آزاد کن خواه قويتر ببند‬
‫مثل تو صياد را کس نگريزد ز دام‬
‫هر که در آتش نرفت بی خبر از سوز ماست‬
‫سوخته داند که چيست پختن سودای خام‬
‫اولم انديشه بود تا نشود نام زشت‬
‫فارغم اکنون ز سنگ چون بشکستند جام‬
‫سعدی اگر نام و ننگ در سر او شد چه شد‬
‫مرد ره عشق نيست کش غم ننگست و نام‬

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*