Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : جزای آن که نگفتيم شکر روز وصال‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : جزای آن که نگفتيم شکر روز وصال‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫جزای آن که نگفتيم شکر روز وصال‬
‫شب فراق نخفتيم لاجرم ز خيال‬
‫بدار يک نفس ای قايد اين زمام جمال‬
‫که ديده سير نمی گردد از نظر به جمال‬
‫دگر به گوش فراموش عهد سنگين دل‬
‫پيام ما که رساند مگر نسيم شمال‬
‫به تيغ هندی دشمن قتال می نکند‬
‫چنان که دوست به شمشير غمزه قتال‬
‫جماعتی که نظر را حرام می گويند‬
‫نظر حرام بکردند و خون خلق حلال‬
‫غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود‬
‫عجب فتادن مردست در کمند غزال‬
‫تو بر کنار فراتی ندانی اين معنی‬
‫به راه باديه دانند قدر آب زلال‬
‫اگر مراد نصيحت کنان ما اينست‬
‫که ترک دوست بگويم تصوريست محال‬
‫به خاک پای تو داند که تا سرم نرود‬
‫ز سر به درنرود همچنان اميد وصال‬
‫حديث عشق چه حاجت که بر زبان آری‬
‫به آب ديده خونين نبشته صورت حال‬
‫سخن دراز کشيديم و همچنان باقيست‬
‫که ذکر دوست نيارد به هيچ گونه ملال‬
‫به ناله کار ميسر نمی شود سعدی‬ ‫
وليک ناله بيچارگان خوشست بنال‬

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*