web stats
Home / Literature / سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : عيسائی ولد مهراب‬

سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : عيسائی ولد مهراب‬

Lahoti -1

 

عيسائی ولد مهراب‬

‫به جمعی گفت دهقانی ستمكش‬
‫آه بدبخت و پریشان روزگارم‬
‫تمام عمر خود زحمت کشيدم‬
‫وليكن حاصلی جز غم ندارم‬
‫نه گاوی تا از او شيری بدوشم‬
‫نه مرزی تا در آن تخمی بكارم‬
‫کشم من ر نج و مالك می برد سود‬
‫پی نان روز و شب این است کارم‬
‫جهان بر دوش من ، القصه ، باریست‬
‫من اندر زیر آن زار و نزارم‬
‫شنيد این قصه را عيسائی و گفت :‬
‫سزد از دیده گر من خون ببارم‬
‫ز بی گاوی کند او ِشكوه و من‬
‫نباشد جامه در تن جز ازارم‬
‫اگر چه او کند خدمت به مالك‬
‫ولی من پيش او خدمتگذارم‬
‫برای مطبخش من می کشم خار‬
‫به نفع او خلد بر پای خارم‬
‫خود او بر دوش من بار است و دنيا‬
‫که بر دوشش ُبود ، – سر بار بارم‬
‫غم من را تماشا کن که دایم‬
‫جهان بر دوش را بر دوش دارم !‬
‫شافرانوا 1930‬
ابوالقاسم لاهوتی


About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*