Home / Literature / سروده ای از خالده فروغ : بی خودی

سروده ای از خالده فروغ : بی خودی

Khaleda Ferogh-1

بی خودی

*

 

مردی دلسرد
در خانه جاده خوابيده بود
بی هراس از چهار سوی خويش
از برگ های پوسيده پاييز
داشت برتن لباسی
با لحاف شکاف شکاف باد
پيچيده بود خود را
بی خود
و کفش هايش
با چشم های ترکيده
در انتظارش
اما مرد خواب می ديد
که راه می زند
بی هراس از چهار سوی خويش
چين بر جبين کوچه ها می آورد
پوست پا هايش
دوست نادانش را صدا می کند هيرويين!
و می يابد
هويت از دست رفته اش را

خالده فروغ

Khaleda Ferogh-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*