Home / Short Stories / داستان کوتاه : طرفدار سن‌جوزپه اثر ایتالو کالوینو

داستان کوتاه : طرفدار سن‌جوزپه اثر ایتالو کالوینو

Italo Calvino-1

 

طرفدار سن‌جوزپه

یک نفر بود که فقط و فقط مخلص سن‌جوزپه بود . هرچی دعا و نیایش بود، فقط برای سن‌جوزپه می کرد . برای سن‌جوزپه شمع روشن می‌کرد . برای سن‌جوزپه صدقه جمع می‌کرد . خلاصه خواب

و خوراکش شده بود فقط سن‌جوزپه . تا اینکه زد و مُرد و رفت پیش سن‌پیئترو که متولی بهشت بود . سن‌پیئترو نمی‌خواست قبولش کنه . چون تو زندگی، فقط کار خوبش شده بود عبادت سن‌جوزپه .

اعمال خوب، اصلا . مسیح و مریم و قدیسین دیگه، انگار نه انگار که وجود داشتند .

مخلص سن‌جوزپه گفت : “حالا که تا این‌جا اومد‌م، اقلا بذارین ببینمش” و سن‌پیئترو فرستاد پیِ سن‌جوزپه . سن‌جوزپه اومد و تا اون مخلص خودشو دید گفت : ” آفرین، خیلی خوشحالم که اومدی

پیش‌مون . بیا، بیا تو ”

” نمی‌تونم . اون یارو نمی‌ذاره ”

” آخه چرا؟ ”

” واسه اینکه می‌گه فقط شمارو عبادت کردم نه دیگرونو ”

” ای بابا مهم نیست . بیا تو ”

اما سن‌پیئترو پاشو کرده بود تو یه کفش که اونو راه نمی‌ده . خلاصه بگو مگوی حسابی شد و سن‌جوزپه به سن‌پیئترو گفت :

” خلاصه یا می‌ذاری بیاد تو یا من دست زن و بچه‌مو می‌گیرم و می‌رم یه جای دیگه بهشت درست می‌کنم ”

زنش، حضرت مریم بود و بچه‌ش حضرت مسیح .

بنابراین، سن‌پیئترو فکر کرد بهتره بذاره پیروِ سن‌جوزپه بره تو .

ایتالو کالوینو

Italo Calvino

مترجم : محسن ابراهیم

 

Italo Calvino-2

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*