Home / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر

سروده ای از پروین اعتصامی : به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر

پروین اعتصامی 2

آتش دل

‫به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر‬ ‫

که هر که در صف باغ است صاحب هنريست‬

‫بنفشه مژده ی نوروز ميدهد ما را‬ ‫

شکوفه را ز خزان وز مهرگان خبريست‬

‫بجز رخ تو که زيب و فرش ز خون دل است‬

‫بهر رخی که درين منظر است زيب و فريست‬

‫جواب داد که من نيز صاحب هنرم‬ ‫

درين صحيفه ز من نيز نقشی و اثريست‬

‫ميان آتشم و هيچگاه نميسوزم‬ ‫

همان بر سرم از جور آسمان شرريست‬

‫علامت خطر است اين قبای خون آلود‬ ‫

هر آنکه در ره هستی است در ره خطريست‬

‫بريخت خون من و نوبت تو نيز رسد‬

‫بدست رهزن گيتی هماره نيشتريست‬

‫خوش است اگر گل امروز خوش بود فردا‬ ‫

ولی ميان ز شب تا سحر گهان اگريست‬

‫از آن، زمانه بما ايستادگی آموخت‬ ‫

که تا ز پای نيفتيم، تا که پا و سريست‬

‫يکی نظر به گل افکند و ديگری بگياه‬ ‫

ز خوب و ز شب چه منظور، هر که را نظريست‬

‫نه هر نسيم که اينجاست بر تو ميگذرد‬ ‫

صبا صباست، بهر سبزه و گلشن گذريست‬

‫ميان لاله و نرگس چه فرق، هر دو خوشند‬ ‫

که گل بطرف چمن هر چه هست عشوه گريست‬

‫تو غرق سيم و زر و من ز خون دل رنگين‬

‫بفقر خلق چه خندی، تو را که سيم و زريست‬

‫ز آب چشمه و باران نمیشود خاموش‬ ‫

که آتشی که در اينجاست آتش جگريست‬

‫هنر نمای نبودم بدين هنرمندی‬ ‫

سخن حديث دگر، کار قصه دگريست‬

‫گل از بساط چمن تنگدل نخواهد رفت‬

‫بدان دليل که مهمان شامی و سحريست‬

‫تو روی سخت قضا و قدر نديدستی‬ ‫

هنوز آنچه تو را مينمايد آستريست‬

‫از آن، دراز نکردم سخن درين معنی‬

‫که کار زندگی لاله کار مختصريست‬

‫خوش آنکه نام نکوئی بيادگار گذاشت‬ ‫

که عمر بی ثمر نيک، عمر بی ثمريست‬

‫کسيکه در طلب نام نيک رنج کشيد‬

‫اگر چه نام و نشانيش نيست، ناموريست‬

 

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*