Home / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت‬

سروده ای از پروین اعتصامی : بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت‬

پروین اعتصامی 2

 


‫‫‫‫

‫‫‫از يک غزل‬

 

‫بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت‬
‫سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت‬
‫مهر بلند، چهره ز خاور نمينمود‬
‫ماه از حصار چرخ، سر باختر نداشت‬
‫آمد طبيب بر سر بيمار خويش، ليک‬
‫فرصت گذشته بود و مداوا ثمر نداشت‬
‫دانی که نوشداروی سهراب کی رسيد‬
‫آنگه که او ز کالبدی بيشتر نداشت‬
‫دی، بلبلی گلی ز قفس ديد و جانفشاند‬
‫بار دگر اميد رهائی مگر نداشت‬
‫بال و پری نزد چو بدام اندر اوفتاد‬
‫اين صيد تيره روز مگر بال و پر نداشت‬
‫پروانه جز بشوق در آتش نميگداخت‬
‫ميديد شعله در سر و پروای سر نداشت‬
‫بشنو ز من، که ناخلف افتاد آن پسر‬
‫کز جهل و عجب، گوش به پند پدر نداشت‬
‫خرمن نکرده توده کسی موسم درو‬
‫در مزرعی که وقت عمل برزگر نداشت‬
‫من اشک خويش را چو گهر پروراندهام‬
‫دريای ديده تا که نگوئی گهر نداشت‬

 

‫‫‫

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*