Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : سروی چو تو می بايد تا باغ بيارايد‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : سروی چو تو می بايد تا باغ بيارايد‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫
‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫سروی چو تو می بايد تا باغ بيارايد‬
‫ور در همه باغستان سروی نبود شايد‬
‫در عقل نمی گنجد در وهم نمی آيد‬
‫کز تخم بنی آدم فرزند پری زايد‬
‫چندان دل مشتاقان بربود لب لعلت‬
‫کاندر همه شهر اکنون دل نيست که بربايد‬
‫هر کس سر سودايی دارند و تمنايی‬
‫من بنده فرمانم تا دوست چه فرمايد‬
‫گر سر برود قطعا در پای نگارينش‬
‫سهلست ولی ترسم کو دست نيالايد‬
‫حقا که مرا دنيا بی دوست نمی بايد‬
‫با تفرقه خاطر دنيا به چه کار آيد‬
‫سرهاست در اين سودا چون حلقه زنان بر در‬
‫تا بخت بلند اين در بر روی که بگشايد‬
‫ترسم نکند ليلی هرگز به وفا ميلی‬
‫تا خون دل مجنون از ديده نپالايد‬
‫بر خسته نبخشايد آن سرکش سنگين دل‬
‫باشد که چو بازآيد بر کشته ببخشايد‬
‫ساقی بده و بستان داد طرب از دنيا‬ ‫
کاين عمر نمی ماند و اين عهد نمی پايد‬
‫گويند چرا سعدی از عشق نپرهيزد‬ ‫
من مستم از اين معنی هشيار سری بايد‬

‫‫‫‫‫

‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*