web stats
Home / Literature / سروده ای از محمد حسن بارق شفیعی : روزی چپکی از زبر شاخ به پا شد

سروده ای از محمد حسن بارق شفیعی : روزی چپکی از زبر شاخ به پا شد

محمد حسن بارق شفیعی

 

بلا ردِّ بلا

*

روزی چپکی از زبر شاخ به پا شد
تا طعمه نغزی به کف آرد به هوا شد
بر نول کج و پنجه خونریز نظر کرد
مغرور به اسباب شکار ضعفا شد
در جست‌و‌جوی صید نگاهی به زمین کرد
بر سبزگکی صعوگکی جلوه‌نما شد
آن‌گونه فرو شد به سرش تیز که گویی :
تیری ز کمان جانب آن‌صعوه رها شد
بگرفت به سرپنجه بیداد گلویش
محشر به سر صعوه بیچاره به پا شد
تا خواست چپک نقشه شومش شود انجام
یکباره فرو نعره‌ زنان باز قضا شد
با پنجه چنان سخت بزد مغز چپک را
کآن صعوه ز پنجال چپک رَست و رها شد
آن‌دم نفس خویش به راحت به در آورد
گفتا : “چه عجب شد که بلا ردِّ بلا شد”

محمد حسن بارق شفیعی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*