web stats
Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت پيغمبر مر آن بيمار را‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت پيغمبر مر آن بيمار را‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫‫
‫‫‫‫

 

تتمه ى نصيحت رسول صلى الله عليه و آله بيمار را‬


*
‫‫‫‫‫
‫‫
‫گفت پيغمبر مر آن بيمار را‬
‫چون عيادت کرد يار زار را‬
‫که مگر نوعى دعايى کرده اى‬
‫از جهالت زهربايى خورده اى‬
‫ياد آور چه دعا مى گفته اى‬
‫چون ز مكر نفس مى آشفته اى‬
‫گفت يادم نيست الا همتى‬
‫دار با من يادم آيد ساعتى‬
‫از حضور نور بخش مصطفا‬
‫پيش خاطر آمد او را آن دعا‬
‫همت پيغمبر روشن کده‬
‫پيش خاطر آمدش آن گم شده‬
‫تافت ز آن روزن که از دل تا دل است‬ ‫
روشنى که فرق حق و باطل است‬
‫گفت اينك يادم آمد اى رسول‬
‫آن دعا که گفته ام من بو الفضول‬
‫چون گرفتار گنه مى آمدم‬
‫غرقه دست اندر حشايش مى زدم‬
‫از تو تهديد و وعيدى مى رسيد‬
‫مجرمان را از عذاب بس شديد‬
‫مضطرب مى گشتم و چاره نبود‬
‫بند محكم بود و قفل ناگشود‬
‫نى مقام صبر و نه راه گريز‬
‫نى اميد توبه نه جاى ستيز‬
‫من چو هاروت و چو ماروت از حزن‬
‫آه مى کردم که اى خلاق من‬
‫از خطر هاروت و ماروت آشكار‬
‫چاه بابل را بكردند اختيار‬
‫تا عذاب آخرت اينجا کشند‬
‫گربزند و عاقل و ساحروش اند‬
‫نيك کردند و بجاى خويش بود‬
‫سهلتر باشد ز آتش رنج دود‬
‫حد ندارد وصف رنج آن جهان‬
‫سهل باشد رنج دنيا پيش آن‬
‫اى خنك آن کاو جهادى مى کند‬
‫بر بدن زجرى و دادى مى کند‬
‫تا ز رنج آن جهانى وارهد‬
‫بر خود اين رنج عبادت مى نهد‬
‫من همى گفتم که يا رب آن عذاب‬ ‫
هم در اين عالم بران بر من شتاب‬
‫تا در آن عالم فراغت باشدم‬
‫در چنين درخواست حلقه مى زدم‬
‫اين چنين رنجوريى پيدام شد‬
‫جان من از رنج بى آرام شد‬
‫مانده ام از ذکر و از اوراد خود‬
‫بى خبر گشتم ز خويش و نيك و بد‬
‫گر نمى ديدم کنون من روى تو‬
‫اى خجسته وى مبارك بوى تو‬
‫مى شدم از دست من يك بارگى‬
‫کرديم شاهانه اين غم خوارگى‬
‫گفت هى هى اين دعا ديگر مكن‬
‫بر مكن تو خويش را از بيخ و بن‬
‫تو چه طاقت دارى اى مور نژند‬
‫که نهد بر تو چنان کوه بلند‬
‫گفت توبه کردم اى سلطان که من‬
‫از سر جلدى نه لافم هيچ فن‬
‫اين جهان تيه است و تو موسى و ما‬
‫از گنه در تيه مانده مبتلا‬
‫سالها ره مى رويم و در اخير‬
‫همچنان در منزل اول اسير‬
‫گر دل موسى ز ما راضى بدى‬
‫تيه را راه و کران پيدا شدى‬
‫ور به کل بيزار بودى او ز ما‬
‫کى رسيدى خوانمان هيچ از سما‬
‫کى ز سنگى چشمه ها جوشان شدى‬
‫در بيابانمان امان جان شدى‬
‫بل به جاى خوان خود آتش آمدى‬
‫اندر اين منزل لهب بر ما زدى‬
‫چون دو دل شد موسى اندر کار ما‬
‫گاه خصم ماست گاهى يار ما‬
‫خشمش آتش مى زند در رخت ما‬
‫حلم او رد مى کند تير بلا‬
‫کى بود که حلم گردد خشم نيز‬
‫نيست اين نادر ز لطفت اى عزيز‬
‫مدح حاضر وحشت است از بهر اين‬
‫نام موسى مى برم قاصد چنين‬
‫ور نه موسى کى روا دارد که من‬
‫پيش تو ياد آورم از هيچ تن‬
‫عهد ما بشكست صد بار و هزار‬
‫عهد تو چون کوه ثابت برقرار‬
‫عهد ما کاه و به هر بادى زبون‬
‫عهد تو کوه و ز صد که هم فزون‬
‫حق آن قوت که بر تلوين ما‬
‫رحمتى کن اى امير لونها‬
‫خويش را ديديم و رسوايى خويش‬
‫امتحان ما مكن اى شاه بيش‬
‫تا فضيحت هاى ديگر را نهان‬
‫کرده باشى اى کريم مستعان‬
‫بى حدى تو در جمال و در کمال‬
‫در کژى ما بى حديم و در ضلال‬
‫بى حدى خويش بگمار اى کريم‬
‫بر کژى بى حد مشتى لئيم‬
‫هين که از تقطيع ما يك تار ماند‬
‫مصر بوديم و يكى ديوار ماند‬
‫البقيه البقيه اى خديو‬
‫تا نگردد شاد کلى جان ديو‬
‫بهر ما نه بهر آن لطف نخست‬
‫که تو کردى گمرهان را باز جست‬
‫چون نمودى قدرتت بنماى رحم‬
‫اى نهاده رحمها در لحم و شحم‬
‫اين دعا گر خشم افزايد ترا‬
‫تو دعا تعليم فرما مهترا‬
‫آن چنان کادم بيفتاد از بهشت‬
‫رجعتش دادى که رست از ديو زشت‬
‫ديو که بود کاو ز آدم بگذرد‬
‫بر چنين نطعى از او بازى برد‬
‫در حقيقت نفع آدم شد همه‬
‫لعنت حاسد شده آن دمدمه‬
‫بازيى ديد و دو صد بازى نديد‬
‫پس ستون خانه ى خود را بريد‬
‫آتشى زد شب به کشت ديگران‬
‫باد آتش را به کشت او بران‬
‫چشم بندى بود لعنت ديو را‬
‫تا زيان خصم ديد آن ريو را‬
‫لعنت اين باشد که کژبينش کند‬
‫حاسد و خود بين و پر کينش کند‬
‫تا نداند که هر آن که کرد بد‬ ‫
عاقبت باز آيد و بر وى زند‬
‫جمله فرزين بندها بيند بعكس‬
‫مات بر وى گردد و نقصان و وکس‬
‫ز انكه گر او هيچ بيند خويش را‬
‫مهلك و ناسور بيند ريش را‬
‫درد خيزد زين چنين ديدن درون‬
‫درد او را از حجاب آرد برون‬
‫تا نگيرد مادران را درد زه‬
‫طفل در زادن نيابد هيچ ره‬
‫اين امانت در دل و دل حامله ست‬ ‫
اين نصيحتها مثال قابله ست‬
‫قابله گويد که زن را درد نيست‬
‫درد بايد درد کودك را رهى است‬
‫آن که او بى درد باشد ره زن است‬
‫ز انكه بى دردى انا الحق گفتن است‬
‫آن انا بى وقت گفتن لعنت است‬
‫آن انا در وقت گفتن رحمت است‬
‫آن انا منصور رحمت شد يقين‬
‫آن انا فرعون لعنت شد ببين‬
‫لاجرم هر مرغ بى هنگام را‬ ‫
سر بريدن واجب است اعلام را‬
‫سر بريدن چيست کشتن نفس را‬
‫در جهاد و ترك گفتن نفس را‬
‫آن چنان که نيش کژدم بر کنى‬
‫تا که يابد او ز کشتن ايمنى‬
‫بر کنى دندان پر زهرى ز مار‬
‫تا رهد مار از بلاى سنگسار‬
‫هيچ نكشد نفس را جز ظل پير‬
‫دامن آن نفس کش را سخت گير‬
‫چون بگيرى سخت آن توفيق هوست‬
‫در تو هر قوت که آيد جذب اوست‬
‫ما رميت إذ رميت راست دان‬
‫هر چه کارد جان بود از جان جان‬
‫دست گيرنده وى است و بردبار‬
‫دم به دم آن دم از او اميد دار‬
‫نيست غم گر دير بى او مانده اى‬
‫ديرگير و سختگيرش خوانده اى‬
‫دير گيرد سخت گيرد رحمتش‬
‫يك دمت غايب ندارد حضرتش‬
‫گر تو خواهى شرح اين وصل و ولا‬
‫از سر انديشه مى خوان و الضحى‬
‫ور تو گويى هم بديها از وى است‬
‫ليك آن نقصان فضل او  ى است‬
‫آن بدى دادن  مال اوست هم‬
‫من مثالى گويمت اى محتشم‬
‫ رد نقاشى دو گونه نقشها‬
‫نقشهاى صاف و نقشى بى صفا‬
‫نقش يوسف کرد و حور خوش سرشت‬
‫نقش عفريتان و ابليسان زشت‬
‫هر دو گونه نقش استادى اوست‬
‫زشتى او نيست آن رادى اوست‬
‫زشت را در غايت زشتى کند‬
‫جمله زشتيها به گردش بر تند‬
‫تا کمال دانشش پيدا شود‬ ‫
منكر استادى اش رسوا شود‬
‫ور نداند زشت کردن ناقص است‬
‫زين سبب خلاق گبر و مخلص است‬
‫پس از اين رو کفر و ايمان شاهداند‬
‫بر خداونديش و هر دو ساجداند‬
‫ليك مومن دان که طوعا ساجد است‬
‫ز انكه جوياى رضا و قاصد است‬
‫هست کرها گبر هم يزدان پرست‬
‫ليك قصد او مرادى ديگر است‬
‫قلعه ى سلطان عمارت مى کند‬
‫ليك دعوى امارت مى کند‬
‫گشته ياغى تا که ملك او بود‬
‫عاقبت خود قلعه سلطانى شود‬
‫مومن آن قلعه براى پادشاه‬
‫مى کند معمور نه از بهر جاه‬
‫زشت گويد اى شه زشت آفرين‬
‫قادرى بر خوب و بر زشت مهين‬
‫خوب گويد اى شه حسن و بها‬
‫پاك گردانيديم از عيبها‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*