web stats
Home / Literature / سروده ای از خواجه عبدالله انصاری : مکن که آه فقیری شبی برون تازد – هزار همچـو تو از خاندان براندازد

سروده ای از خواجه عبدالله انصاری : مکن که آه فقیری شبی برون تازد – هزار همچـو تو از خاندان براندازد

مکن که آه فقیری شبی برون تازد         

هزار همچـو تو از خاندان براندازد

زتیـر آه یتیمی مـگر نمی ترسـی          

زسوز سیه پیـری که ناوک اندازد

حـذر نمای از آن ناله سـحرگاهی        

که گر بکوه زند روزنی در آن سازد

بوقت نیمه شبی گر بگوید ای الله          

 فغـان و ناله بعرش و ملائک اندازد

هزار جوشن فولاد اگر بپوشی تو         

 ز آه گـرم فقیری چــو موم بگدازد

متاز بر سر مظلوم ساکن ای ظالم        

کـه دسـت فتنه ایـام برسـرت تازد

اگر بحل نکنـد سائل ستمـدیـده               

جزا دهـنـده تـرا در جهنـم اندازد

زبار جــور لئیمان منـال عبـدالله

که گر خسی بزند کردگار بنـوازد

خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*