web stats
Home / Literature / سروده ای از محمد حسن بارق شفیعی : کاش

سروده ای از محمد حسن بارق شفیعی : کاش

محمد حسن بارق شفیعی

 

کاش

*

پهن‌دشتی است این‌جهان و در آن
از حوادث هزار شیب و فراز
آدمی رهروی است آبله‌ پا
عمر کوتاه و آرزوش دراز
گلشن آرزوش باغ دلی است
که گلش سیلی خزان نخورد
بار و بندی ز این و آن نبود
منت لطف باغبان نبرد
دل به دوشیزگان باغ دهد
جام نرگس به سر فراز کند
جلوه گل برهنه‌ تر بیند
دیده را آشنای راز کند
رمز خوش جلوگی بداند و زآن:
هنر دلبری بیاموزد
زآفتاب حقیقتی که در اوست
چهره در بزم جان بر‌افروزد
لیک عمری برفت و راه نیافت
به سرا پرده وصال نشد
یک‌ قدم ره به راه دوست نرفت
تا که صد بار پایمال نشد
جان به جانان رسیده‌بود ولیک
آن‌چه افزود اضطراب ورا
نفس از تیرگی کالبدش
تیره‌ ابری شد آفتاب ورا
کاش در بند تن نبود کسی
کاش این‌کالبد نبود و غمش
غم چاقی و لاغری دارد
سوختم؛ سوختم ز بیش و کمش

محمد حسن بارق شفیعی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*