Home / Literature / سروده ای از انوری : دردم فزود و دست به درمان نمی رسد

سروده ای از انوری : دردم فزود و دست به درمان نمی رسد

انوری شاعر

 

دردم فزود و دست به درمان نمی رسد

صبرم رسید و هجر به پایان نمی رسد

در ظلمت نیاز به جهد سکندری

خضر طرب به چشمه ی حیوان نمی رسید

بر خوان از آنکه طعمه ی جانست هیچ تن

آنجا به پای عقل به جز جان نمی رسد

جان داده ام مگر که به جانان خود رسم

جانم برون شدست و به جانان نمی رسد

خوانی که خواجه ی خرد از بهر جان نهاد

مهمان عقل بر سر آن خوان نمی رسد

گفتم به میزبان که مرا زله ای فرست

گفتا هنوز نقل به دربان نمی رسد

فتراک این سوار به تو کی رسد که خود

گردش هنوز بر سر سلطان نمی رسد

طوفان رسید در غمت و انوری هنوز

قسمت سرای نوح به طوفان نمی رسد

 

انوری ابیوردی

انوری ابیوردی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.