Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫مجلس ما دگر امروز به بستان ماند‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫مجلس ما دگر امروز به بستان ماند‬

 

 

sadi

‫‫

‫مجلس ما دگر امروز به بستان ماند‬
‫عيش خلوت به تماشای گلستان ماند‬
‫می حلالست کسی را که بود خانه بهشت‬
‫خاصه از دست حريفی که به رضوان ماند‬
‫خط سبز و لب لعلت به چه ماننده کنی‬
‫من بگويم به لب چشمه حيوان ماند‬
‫تا سر زلف پريشان تو محبوب منست‬
‫روزگارم به سر زلف پريشان ماند‬
‫چه کند کشته عشقت که نگويد غم دل‬
‫تو مپندار که خون ريزی و پنهان ماند‬
‫هر که چون موم به خورشيد رخت نرم نشد‬
‫زينهار از دل سختش که به سندان ماند‬
‫نادر افتد که يکی دل به وصالت ندهد‬
‫يا کسی در بلد کفر مسلمان ماند‬
‫تو که چون برق بخندی چه غمت دارد از آنک‬
‫من چنان زار بگريم که به باران ماند‬
‫طعنه بر حيرت سعدی نه به انصاف زدی‬
‫کس چنين روی نبيند که نه حيران ماند‬
‫هر که با صورت و بالای تواش انسی نيست‬
‫حيوانيست که بالاش به انسان ماند‬

‫‫‫‫‫

‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*