Home / Irony / سروده ای از ابوالقاسم حالت : زن و دریا

سروده ای از ابوالقاسم حالت : زن و دریا

Abolghasem Halat

 

زن و دریا

*

در پیش هم نهادم و سنجیدم

طبع زن و طبیعت دریا را

چون هر دو را به چشم خودم دیدم

کم یافتم تفاوت آنها را

دریاست پر مخاطره و زن هم

این را تو درک کرده ای و من هم

دریا چو تند باد بر آمد تیز

از او رمید موج و عنان بگسست

در پیش تند باد حوادث نیز

زن می دهد عنان شکیب از دست

آری به هر تصادف نا مطلوب

دریا کند طلاتم و زن آشوب

دریا ز خشم کف به لب آورده

چون دیگ خشم زن که به جوش آید

آن زن که روی در غضب آورده

دریاست کز غضب به خروش آید

دریا و زن که هر دو به هم مانند

در حال خشم رحم چه می دانند ؟

آن موج سرکشی که فراخیزد

از روی بحر در شب طوفانی

چون موی در همی است که می ریزد

بر روی زن به روز پریشانی

گاهی رخ زن است و رخ دریا

هم چون رخ دو وحشی وحشت زا

دریا همان دقیقه که آرام است

چیند زمینه از پی طوفانی

زن در همان زمان که تو را رام است

جوید بهانه از پی طغیانی

چیزی که اعتماد بر آن بی جاست

مهر زن و ملایمت دریاست

دریا به روی صاف و درخشانش

در کام خود فرو بَرَدَت آخر

زن با تبسم لب خندانش

از بیخ و بن بر آوردت آخر

دریای خنده زن چو زنی خندان

دل را دهد فریب که گیرد جان

دریا که بوسه زد به لب ساحل

کم کم شکست صخره ی ساحل را

زن هم به بوسه از تو رباید دل

تا رفته رفته بشکند آن دل را

زان بوسه ناگزیر بود ساحل

زین بوسه نیز چاره ندارد دل

آن موج بی ثبات که بر دریاست

بر جای پایدار نمی ماند

وان موج حسن که آن به رخ زن هاست

پیوسته بر قرار نمی ماند

دریاست در مقام عمل چون زن

نه دوست می شناسد و نه دشمن

دریا همین که دل به هوا در داد

لغزید پای موج به هم چون مست

زن هم چو در هوا و هوس افتاد

پایش به لغزش آمد و رفت از دست

از یک نسیم موج خورد صد پیچ

زن هم به پیچ و تاب فتد از هیچ

دریا بر آن چو نور بتابد ماه

از جزر و مد دلش به تکان آید

در زن فروغ [مرد] چو یابد راه

قلبش ز عشق در هیجان آید

هر دو اسیر جذبه ی دلدارند

هر دو به یک کمند گرفتارند

دریا ز شور عشق رخ ماهی

هم بی قرار گشته و هم بی خواب

زن نیز بهر چهره ی دلخواهی

گردد دلش چنان دل دریا آب

دریا اگر که عشق نمی ورزد

قلبش چو قلب زن ز چه می لرزد ؟

ابری گر از کنار [ ه ی ] دریا زاد

آهی هم از گلوی زنی زاید

باران گر اعتبار به دریا داد

اشکی هم اعتبار زن افزاید

بینی ز موج بر رخ دریا چین

چون موج غم به روی زنی غمگین

امواج هر زمان به سر دریا

بر هم پی شکستن هم تازند

در هر محیط هم به فسون زن ها

در کار هم شکست در اندازند

زن را شکست زن طرب افزاید

موج از شکست موج به رقص آید

زآن جا که قلب زن چو دل دریاست

دلداده را به رنج در اندازد

در قلب زن هر آن که مقامی خواست

دل را دلاورانه به دریا زد

شد غرق تا به قیمت جان دریافت

کانجا نمی توان دُر و گوهر یافت

ابوالقاسم حالت

خروس لاری

Khoros-e Lari

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*