web stats
Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : دو دیده بر سر راه امید می دارم

سروده ای از منصور حلاج : دو دیده بر سر راه امید می دارم

mansoor-al-hallaj1

 

دو دیده بر سر راه امید می دارم

که کی بود که  رسد قاصدی ز دلدارم

کراست زهره که آرد ز یار من خیری

و یا ز من ببرد خدمتی سوی یارم

چگونه نامه نویسم به خدمت تو که من

ز بیم مدعیان دم زدن نمی آرم

ز خون دیده شود روی زرد من گلگون

شب فراق چو از روز وصل یاد آرم

اگر کشند مرا دشمنان به جور و جفا

من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم

چه کردم ای صنم  بی وفا چه دیدستی

ز من که رفتی و ماندی به زاری زارم

چو قدر دلبر و آداب عشق ما دانیم

بیا که روی تو بینیم و جان بر افشانیم

جمال صورت جان بر در تو تا دیدیم

در آن کمال که صورت نگاشت حیرانیم

ورای حسن  تو را دلفریبی و ناز است

که ما به جان و دل  ای دوست طالب آنیم

اگر چه سوخته آتش فراق تو ایم

به یمن وصل تو از هجر داد بستانیم

به تحفه گر ز درت آورد صبا  گردی

به خاکپای تو کو را بدیده بنشانیم

هدایتی چو ز کشاف هیچ کشف نگشت

کنون به مکتب عشق تو تخته می خوانیم

از آن زمان که غلام کمینه تو شدیم

حسین وار در اقلیم عشق سلطانیم

 

حسین منصور حلاج

حلاج

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*