web stats
Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : چون رسيدند آن نفر نزديك او‬ ‫

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : چون رسيدند آن نفر نزديك او‬ ‫

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

رجوع به حكايت ذو النون‬

*

‫‬‬‬

‫چون رسيدند آن نفر نزديك او‬ ‫

بانگ بر زد هى کيانيد اتقوا‬

‫با ادب گفتند ما از دوستان‬

‫بهر پرسش آمديم اينجا به جان‬

‫چونى اى درياى عقل ذو فنون‬

‫اين چه بهتان است بر عقلت جنون‬

‫دود گلخن کى رسد در آفتاب‬

‫چون شود عنقا شكسته از غراب‬

‫وامگير از ما بيان کن اين سخن‬

‫ما محبانيم با ما اين مكن‬

‫مر محبان را نشايد دور کرد‬ ‫

يا به رو پوش و دغل مغرور کرد‬

‫راز را اندر ميان آور شها‬ ‫

رو مكن در ابر پنهانى مها‬

‫ما محب و صادق و دل خسته ايم‬

‫در دو عالم دل به تو در بسته ايم‬

‫فحش آغازيد و دشنام از گزاف‬ ‫

گفت او ديوانگانه زى و قاف‬

‫بر جهيد و سنگ پران کرد و چوب‬ ‫

جملگى بگريختند از بيم کوب‬

‫قهقهه خنديد و جنبانيد سر‬ ‫

گفت باد ريش اين ياران نگر‬

‫دوستان بين، کو نشان دوستان‬

‫دوستان را رنج باشد همچو جان‬

‫کى کران گيرد ز رنج دوست دوست‬ ‫

رنج مغز و دوستى آن را چو پوست‬

‫نه نشان دوستى شد سر خوشى‬

‫در بلا و آفت و محنت کشى‬

‫دوست همچون زر بلا چون آتش است‬

‫زر خالص در دل آتش خوش است‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*