Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : بوئی ز گلستان تو ما چون بشنیدیم

سروده ای از منصور حلاج : بوئی ز گلستان تو ما چون بشنیدیم

mansoor-al-hallaj1

 

بوئی ز گلستان تو  ما چون بشنیدیم

از خود برمیدیم  و بدانسوی دویدیم

از بال و پر خویش چو کردیم تبرا

با بال و پرعشق در آن راه پریدیم

عمری چو در آن بادیه سرگشته بگشتیم

آخر به حریم  حرم وصل رسیدیم

ای وای که چون حلقه بر آن در بنشستیم

وز صدر سرا  بانگ در آئی نشنیدیم

چون بار ندادند و دری هم نگشادند

فریاد و فغان از دل آشفته کشیدیم

گفتند حسین از چه فغان است و خروش ست

ما خلوت خاص از پی هر کس نگزیدیم

 

حسین منصور حلاج

حلاج

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*