Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : به كوی ميكده يا رب سحر چه مشغله بود‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : به كوی ميكده يا رب سحر چه مشغله بود‬

hafez-2

 

‫به كوی ميكده يا رب سحر چه مشغله بود‬
‫كه جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود‬

حديث عشق كه از حرف و صوت مستغنيست‬
‫به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود‬

مباحثی كه در آن مجلس جنون می رفت‬
‫ورای مدرسه و قال و قيل مسله بود‬

دل از كرشمه ساقی به شكر بود ولی‬
‫ز نامساعدی بختش اندكی گله بود‬

قياس كردم و آن چشم جادوانه مست‬
‫هزار ساحر چون سامريش در گله بود‬

بگفتمش به لبم بوسه ای حوالت كن‬
‫به خنده گفت كی ات با من اين معامله بود‬

ز اخترم نظری سعد در ره است كه دوش‬
‫ميان ماه و رخ يار من مقابله بود‬

دهان يار كه درمان درد حافظ داشت‬
‫فغان كه وقت مروت چه تنگ حوصله بود‬

خواجه حافظ شیرازی

Hafez - 7

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*