Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : يك دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : يك دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود‬

hafez-2

 

‫يك دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود‬
‫و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود‬

از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب‬
‫رجعتی می خواستم ليكن طلاق افتاده بود‬

در مقامات طريقت هر كجا كرديم سير‬
‫عافيت را با نظربازی فراق افتاده بود‬

ساقيا جام دمادم ده كه در سير طريق‬
‫هر كه عاشق وش نيامد در نفاق افتاده بود‬

ای معبر مژده ای فرما كه دوشم آفتاب‬
‫در شكرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود‬

نقش می بستم كه گيرم گوشه ای زان چشم مست‬
‫طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود‬

گر نكردی نصرت دين شاه يحيی از كرم‬
‫كار ملك و دين ز نظم و اتساق افتاده بود‬

حافظ آن ساعت كه اين نظم پريشان می نوشت‬
‫طاير فكرش به دام اشتياق افتاده بود‬

خواجه حافظ شیرازی

hafezieh-22

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*