web stats
Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : شوریده کرد حالم لعل شکر نثارش

سروده ای از منصور حلاج : شوریده کرد حالم لعل شکر نثارش

mansoor-al-hallaj1

 

شوریده کرد حالم  لعل شکر نثارش

آشفته ساخت کارم  زلفین بی قرارش

ما را ز عشق رویش آن آتشی ست در دل

کآفاق را به یکدم سوزد یکی شرارش

از یار اگرچه دوریم  شادیم از آنکه باری

بر سینه داغ حسرت داریم یادگارش

از روی اهل همت بالله که شرم دارم

هنگام وصل جانان گر جان کنم نثارش

با من چگونه ورزد یاری و مهربانی

یاری که نیست هرگز در ملک حسن یارش

آن سرو لاله عارض از دیده رفت و دارم

چون لاله داغ بر دل دور از گل عذارش

من دسته گل خود دادم ز دست  لیکن

در پای جان من ماند آسیب زخم  خارش

گلزار کامرانی بی گل چو نیست خرم

جان را چه حاصل  ای دل از باغ نوبهارش

چشم حسین دارد شکل خیال قدش

جوئی ست پر ز آب و سرویست در کنارش

 

حسین منصور حلاج

حلاج

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*