web stats
Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت امير المؤمنين با آن جوان‬ ‫

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت امير المؤمنين با آن جوان‬ ‫

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

گفتن امير المؤمنين على عليه السلام با قرين خود که چون خدو انداختى در روى من‬ نفس من جنبيد و اخلاص

عمل نماند، مانع کشتن تو آن شد‬

 

*

‫‬‬‬‫‫

‫گفت امير المؤمنين با آن جوان‬ ‫

که به هنگام نبرد اى پهلوان‬

‫چون خدو انداختى در روى من‬

‫نفس جنبيد و تبه شد خوى من‬

‫نيم بهر حق شد و نيمى هوا‬ ‫

شرکت اندر کار حق نبود روا‬

‫تو نگاريده ى کف مولاستى‬

‫آن حقى کرده ى من نيستى‬

‫نقش حق را هم به امر حق شكن‬

‫بر زجاجه ى دوست سنگ دوست زن‬

‫گبر اين بشنيد و نورى شد پديد‬ ‫

در دل او تا که زنارى بريد‬

‫گفت من تخم جفا مى کاشتم‬ ‫

من ترا نوعى دگر پنداشتم‬

‫تو ترازوى احد خو بوده اى‬

‫بل زبانه ى هر ترازو بوده اى‬

‫تو تبار و اصل و خويشم بوده اى‬ ‫

تو فروغ شمع کيشم بوده اى‬

‫من غلام آن چراغ چشم جو‬ ‫

که چراغت روشنى پذرفت از او‬

‫من غلام موج آن درياى نور‬ ‫

که چنين گوهر بر آرد در ظهور‬

‫عرضه کن بر من شهادت را که من‬

‫مر ترا ديدم سرافراز زمن‬

‫قرب پنجه کس ز خويش و قوم او‬ ‫

عاشقانه سوى دين کردند رو‬

‫او به تيغ حلم چندين حلق را‬ ‫

وا خريد از تيغ و چندين خلق را‬

‫تيغ حلم از تيغ آهن تيزتر‬ ‫

بل ز صد لشكر ظفر انگيزتر‬

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*