Home / Literature / سروده ای از استاد شهریار : ای دل به ساز عرش اگر گوش می کنی , از ساکنان فرش فراموش میکنی

سروده ای از استاد شهریار : ای دل به ساز عرش اگر گوش می کنی , از ساکنان فرش فراموش میکنی

ای دل به ساز عرش اگر گوش می کنی
از ساکنان فرش فراموش میکنی

گر نای زهره بشنوی ای دل به گوش هوش

آفاق را به زمزمه مدهوش می کنی

شب کز نهيب شير فلک خفته‌ی خراب

خواب سحر حواله به خرگوش می کنی

چون زلف سايه پنجه درافکن به ماهتاب

گر خواب خود مشّوش و مغشوش می کنی

بر ابر پاره گوشه‌ی ابروی ماه بين

گر خود هوای زلف و بناگوش می کنی

عشق مجاز غنچه‌ی عشق حقيقت است

گل گو شکفته باش اگر بوش می کنی

از من خدای را غزل عاشقی مخواه

کز پيريم چو طفل، قلمدوش می کنی

زين اخگر نهفته دميدن، خدای را

بس اخگر شکفته که خاموش می کنی

ناقوس دير را جرس کاروان مگير

سيمرغ را مقايسه با قوش می کنی

با شير از گوزن حکايت کنند و ميش

خود کيست گربه تا سخن از موش می کنی

من شاه کشور ادب و شرم و عفّتم

با من کدام دست در آغوش می کنی

پيرانه سر مشاهده‌ي خطّ شاهدان

نيش ندامتي است که خود نوش می کنی

من خود خطا به توبه بپوشم تو هم بيا

گر توبه با خدای خطاپوش می کنی

گو جام باده جوش محبّت زند، چرا

ترکانه ياد خون سياووش می کنی

دنيا خود از دريچه‌ی عبرت عزيز ماست

زين خاک و شيشه آينه‌ی هوش می کنی

با شعر سايه چند چو خميازه‌های صبح

ما را خمار خمر شب دوش می کنی

تهران بی صبا ثمرش چيست شهريار

نيما نرفته گر سفر يوش می کنی

106215_530

استاد محمد حسین شهريار

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*