web stats
Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : درديست درد عشق که هيچش طبيب نيست‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : درديست درد عشق که هيچش طبيب نيست‬

sadi

 

‫‫

‫‫درديست درد عشق که هيچش طبيب نيست‬

‫گر دردمند عشق بنالد غريب نيست‬

‫دانند عاقلان که مجانين عشق را‬ ‫

پروای قول ناصح و پند اديب نيست‬

‫هر کو شراب عشق نخورديست و درد درد‬

‫آنست کز حيات جهانش نصيب نيست‬

‫در مشک و عود و عنبر و امثال طيبات‬ ‫

خوشتر ز بوی دوست دگر هيچ طيب نيست‬

‫صيد از کمند اگر بجهد بوالعجب بود‬ ‫

ور نه چو در کمند بميرد عجيب نيست‬

‫گر دوست واقفست که بر من چه می رود‬

‫باک از جفای دشمن و جور رقيب نيست‬

‫بگريست چشم دشمن من بر حديث من‬

‫فضل از غريب هست و وفا در قريب نيست‬

‫ز خنده گل چنان به قفا اوفتاده باز‬ ‫

کو را خبر ز مشغله عندليب نيست‬

‫سعدی ز دست دوست شکايت کجا بری‬ ‫

هم صبر بر حبيب که صبر از حبيب نيست‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

 

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*