web stats
Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : مرا خود با تو چيزی در ميان هست‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : مرا خود با تو چيزی در ميان هست‬

sadi

 

‫‫

‫‫

‫مرا خود با تو چيزی در ميان هست‬ ‫

و گر نه روی زيبا در جهان هست‬

‫وجودی دارم از مهرت گدازان‬ ‫

وجودم رفت و مهرت همچنان هست‬

‫مبر ظن کز سرم سودای عشقت‬

‫رود تا بر زمينم استخوان هست‬

‫اگر پيشم نشينی دل نشانی‬

‫و گر غايب شوی در دل نشان هست‬

‫به گفتن راست نايد شرح حسنت‬

‫وليکن گفت خواهم تا زبان هست‬

‫ندانم قامتست آن يا قيامت‬ ‫

که میگويد چنين سرو روان هست‬

‫توان گفتن به مه مانی ولی ماه‬ ‫

نپندارم چنين شيرين دهان هست‬

‫بجز پيشت نخواهم سر نهادن‬ ‫

اگر بالين نباشد آستان هست‬

‫برو سعدی که کوی وصل جانان‬ ‫

نه بازاريست کان جا قدر جان هست‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*