web stats
Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : تقدیر

سروده ای از نادر نادرپور : تقدیر

Naderpoor2

 

تقدیر

*

آزرده از آنم که مرا زندگی آموخت‬
‫آزرده تر از آنکه مرا توش و توان داد‬
‫سوداگر پیری که فروشنده ی هستی است‬
‫کالای بدش را به من ، افسوس ، گران داد‬
‫گفتم که زبان درکشم و دیده ببندم‬
‫دیدم که دریغا ! نه مرا تاب درنگ است‬
‫وه کز پی آن سوز نھان در رگ و خونم‬
‫خشمی است که دیوانه تر از خشم پلنگ است‬
‫خشمی است که در خنده ی من ، در سخن من‬
‫چون آتش سوزنده ی خورشید هویداست‬
‫خشمی است که چون کیسه ی زهر از بن هر موی‬
‫میجوشد و میریزد و سرچشمه اش آنجاست‬
‫من بندی این طبع برآشفته ی خویشم‬
‫طبیعی که در او زندگی از مرگ جدا نیست‬
‫هم درغم مرگ است و هم آسوده دل از مرگ‬
‫هم رسته ز خویش است و هم از خویش رها نیست‬
‫با من چه نشینی که من از خود به هراسم‬
‫با من چه ستیزی که من از خود به فغانم‬
‫یک روز گرم، نرمتر از موم گرفتی‬
‫امروز نه آنم ، نه همانم ، نه چنانم‬
‫یک روز اگر چنگ دلم ناله ی خوش داشت‬
‫امروز به ناخن مخراشش که خموش است‬
‫یک روز اگر نغمه گر شادی من بود‬
‫امروز پر از لرزه ی خشم است و خروش است‬
‫گر زانکه درین خاک بمانم همه ی عمر‬
‫یا رخت اقامت ببرم از وطن خویش‬
‫تقدیر من اینست که آرام نگیرم‬
‫جز در بن تابوت خود و در کفن خویش‬

نادر نادرپور

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*