Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : ای باد سپیده دم گذری کن به کوی دوست

سروده ای از منصور حلاج : ای باد سپیده دم گذری کن به کوی دوست

mansoor-al-hallaj1

 

 

ای باد سپیده دم گذری کن به کوی دوست

و ز من ببر سلام و تحیت بسوی دوست

رخ بر درش نهاده بگو از زبان من

کاشفته گشت حال دلم همچو موی دوست

گر دست حادثات ز پایم در افکند

باشد هنوز در سر من آرزوی دوست

قربان اگر کنند به تیغ جفا مرا

بد کیشم ار روم ز سر جستجوی دوست

دشمن به گفتگوی من افتاده است و من

آن نیستم که ترک کنم گفتگوی دوست

صد بار مردم از غم و بازم حیات داد

همچون مسیح باد سحر گه ببوی دوست

این دولتم بس است که غایب نمی شود

یکدم ز پیش دیده من نقش روی دوست

یارب بود که بار دگر چشم تیره ام

روشن شود ز پرتو روی نکوی دوست

دانی که کحل چشم حسین شکسته چیست

گردی که باد صبح رساند ز کوی دوست

حسین منصور حلاج

حلاج

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*