web stats
Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : نه شکوفه ، نه پرنده

سروده ای از نادر نادرپور : نه شکوفه ، نه پرنده

Naderpoor2

 

نه شکوفه ، نه پرنده
‫ای بینوا درخت‬
‫کز یاد آسمان و زمین هر دو رفته ای‬
‫آیا در انتظار بھاری مگر هنوز ؟‬
‫مرغان برگھای تو ، یک یک پریده اند‬
‫ایا خبر ز خویش نداری مگر هنوز ؟‬
‫این عنکبوت زرد که خورشید نام اوست‬
‫دیگر میان زاویه ی برگھای تو‬
‫تاری ز روزهای طلایی نمی تند‬
‫دیگر نگین ماه بر انگشت شاخه هات‬
‫سوسو نمیکند‬
‫چشمک نمیزند‬
‫دیگر درون جامی سبزی که داشتی‬
‫آن آشیان کوچک گنجشکھای باغ‬
‫چون دل نمی تپد‬
‫آن روز ، آشیانه ی آنان دل تو بود‬
‫آیا بر او چه رفت که دیگر نمی تپد ؟‬
‫این دل ، نشان هستی بی حاصل تو بود‬
‫مرغان برگھای تو در آتش خزان‬
‫یکباره سوختند و به پای تو ریختند‬
‫گنجشکھای در بدر از آشیان خویش‬
‫همراه باد و برگ ، به صحرا گریختند‬
‫اما تو ای درخت ، تو ای بینوا درخت‬
‫چون مرده ی برهنه ی پوسیده استنخوان‬
‫بر گور بی نشانه ی خویش ایستاده ای‬
‫بنگر که هر چه داشتی از دست داده ای‬
‫بنشین که بعد ازین‬
‫دیگر به خنده لب نگشاید شکوفه ای‬
‫زیرا به روی هیچ لبی ، جای خنده نیست‬
‫بنشین که بعد ازین‬
‫دیگر ز لانه پر نگشاید پرنده ای‬
‫زیرا که در حباب فلزین آسمان‬
‫دیگر هوا نمانده و دیگر پرنده نیست‬
‫ای بینوا درخت‬
‫آیا خبر ز خویش نداری هنوز هم ؟‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*