Home / Biography / بیوگرافی سوزنی سمرقندی

بیوگرافی سوزنی سمرقندی

 Suzani  Samarghandi

 

Suzani Samarghandi

سوزنی سمرقندی

شمس الدين تاج الشعرا محمد بن علي سمرقندی . وی در ابتدای جوانی برای تحصيل علم به بخارا رفت و مدتی به تعليم پرداخت و به قول عوفی به سبب تعلق خاطر به شاگرد سوزن گری به آموختن آن صنعت مشغول شد . سوزنی معاصر ارسلان خان محمد از آل افراسياب و سنجر آتسز بن محمد خوارزمشاه بوده است. وی با عمعق، سنايی، انوری، معزی، اديب صابر و رشيدی معاصر بوده و با بعضی از آنان مهاجات داشته و آنان را به تيغ زبان خود آزرده است . سوزنی شاعر هجا و بد زبان بوده و در هجو معانی خاص ابداع کرده است.
قصايد و قطعات وی سهل، صريح و فصيح است . گفته اند که وی در اواخر عمر دست از هجو و هزل کشيده و استغفار کرده است . از ديوان او نسخ متعدد در دست است و در تهران هم به طبع رسيده . وی به سال ۵۶۲ يا ۵۶۹ ه . ق. در گذشت.
شاعری و هز لگويی سوزنی سمرقندی
عوفی در لباب الالباب علت تمايل سوزنی را به شاعری عشق جوانک سوزن گری مي داند ولی خود او درباره پرداختن اش به شاعری گويد که من طبع شعر داشتم از اين روی به شاعری پرداختم:

من طبع شعر دارم و او تازی اديب
پرکرده از هوا و هوس باد سارسر

استاد محترم آقای دکتر صفا با تتبعی که درباره هجو گويی شعرای قرن ششم در جلد دوم تاريخ ادبيات ايران نموده اند نکات جالبی مرقوم داشته اند که ما از جهت اهميت مطلب آن قسمت را عينًا در اينجا می آوريم:
هجو و هزل از موضوعاتی است که در شعر عربی از سابق الايام وجود داشته و در شعر فارسی از ادبيات عربی تقليد شده است . آنچه از اشعار فارسی قرن چهارم در دست است نشان می دهد که در آن دوره هجو و هزل در شعر فارسي به حد کافی معمول بود و غالبا جنبه شوخی بين شاعران و دوستان و نزديکان آنان و يا جنبه تعرض از طرف شاعر به مخالفان او داشته است و خلاف آنچه تصور می شود از رکاکت فکر، بذائت لسان هم دور نبوده منتهی بايد توجه داشت که اين رکاکت و بذائت به شدت دوره های بعد نمی رسد و رواج هجو و هزل هم به اندازه دوره های بعد نبود . در دوره مورد مطالعه همچنانکه مدح جنبه مبالغه گرفت،
هجو هم در طريق اغراق وارد شد و يکی از موضوعاتی گرديد که شاعران سعی داشتند حتی المقدور طبع خود را در آن بيازمايند . قصيده های مفصل و قطعات متعدد و مثنوی هايی از اين دوره در د ست است که در هزل و هجو پرداخته شده است و حتی گاه انتقادات اجتماعی به نحوی که در حديقه الحقيقه ملاحظه می کنيم با هزل و سخنان رکيک همراه بوده است .
برخی از شاعران به حدی در هجو و هزل مبالغه کرده و به آن توجه داشته اند که در همه دوره های اول بعد به سمت شاعران هجو گوی بد زبان شناخته شده اند مانند سوزنی، حکيم جلال، کوشککی، روحی، ولوالجی، انوری و نظائر آنان .

خلاصة کلام آنکه وضع اجتماعی نابهنجار ايران در قرن ششم و علی الخصوص اواخر آن قرن وسيله موثر در ترويج هجو و هزل بيان شاعران شده بود
و اما سوزنی جهت اينکه طب عش به هزل گويی راغب تر از جد گويی است آنست که بيشتر وقتش صرف مطالعه دیوان های شعرای هز لگوی از قبيل طيان و حکاک می شده است و خود در اين باره گويد:

رفيق و مونس من هز ل های طیان است
حکايت خوش من خرزه نامه حکاک است

و با اين همه مدعی است که جد و هزل هر دو را به خوبی ميداند :

آيم سوی هزل از جد کز هزل به جد رفتم
کاين دانم و آن دانم روشن چو مه و پروين

و نثر را نيز گويا خوب مي نوشته و در نثر نويسی دستی داشته است:

ترا به نظم و به نثر آفرين چنان گويم

که نثر من عبث و نظم من هدر نبود

و شعر خويش را برتر از ديگران دانسته و خود را در شاعری استاد مسّلم می داند

به بی نيازی ايزد اگر خوردم سوگند

که نيست همچو منی شاعر سخن پرداز

و نيز گويد:

از همه شاعران منم افصح
همه را از منست بر سر تاج
همچو من شاعری به جد و به هزل
نيست در روم و خّلج و قيقاج
قدر من بنده خود بود مجهول
قدر دانی بدی به گيتی کاج
* * *
ممدوج را ترب صفت هيچ کس نکرد
جز من که شاعری سخن آرايم و سره
* * *
از نيشکر است اين قلم شعر نويسم
کز سيروی اين شعر چو خروار شکر ماند

و هجو خويش را در تيزی به سوزن تشبيه کرده است و گويد:

تيز درفش است در عبارت ترکی

سوزن هجوم ترا خليد هتر از تيز

پخته را خام و خام را پخته
چست باشم بهر کدام کنم

بنمايم به شعر سحر حلال
شعر بر شاعران حرام کنم

در ره نظم چون گذارم پای
شاه را سخن به کام کنم

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*