Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : چراغی از پس نیزار

سروده ای از نادر نادرپور : چراغی از پس نیزار

Naderpoor2

 

چراغی از پس نیزار

*‬
‫تو آن پرنده ی رنگین آسمان بودی‬
‫که از دیار غریب آمدی به لانه ی من‬
‫چو موج باد که در پرده ی حریر افتد‬
‫طنین بال تو پیچید در ترانه ی من‬
‫پرت ز نور گریزان صبح ، گلگون بود‬
‫تنت حرارت خورشید و بوی باران داشت‬
‫نسیم بال تو عطر گل ارمغانم کرد‬
‫که ره چو باد به گنجینه ی بھاران داشت‬
‫چو از تو مژده ی دیدار آفتاب شنید‬
‫دلم تپید و به خود وعده ی رهایی داد‬
‫چراغی از پس نیزار آسمان تابید‬
‫که آشیان مرا رنگ روشنایی داد‬
‫ترا شناختم ای مرغ بیشه های غریب‬
‫ولی چه سود ، که چون پرتوی گذر کردی‬
‫چه شد که دیر درین آشیان نپاییدی‬
‫چه شد که زود ازین آسمان سفر کردی‬
‫به گاه رفتنت ، ای میھمان بی غم من‬
‫خموش ماندم و منقار زیر پر بودم‬
‫چو تاج کاج ، طلایی شد از طلایه ی صبح‬
‫پناه سوی درختان دورتر بردم‬
‫غم گریز تو نازم ، که همچو شعله ی پاک‬
‫مرا در آتش سوزنده ، زیستن آموخت‬
‫ملال دوریت ای پر کشیده از دل من‬
‫به من طریقه ی تنھا گریستن آموخت‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*