web stats
Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : به شاهی نشست از برش کيقباد‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : به شاهی نشست از برش کيقباد‬

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

بر تخت نشستن کیقباد و شکست افراسیاب :

*

‫‫ ‫به شاهی نشست از برش کيقباد‬
‫همان تاج گوهر به سر برنهاد‬
‫همه نامداران شدند انجمن‬
‫چو دستان و چون قارن رزمزن‬
‫چو کشواد و خراد و برزين گو‬
‫فشاندند گوهر بران تاج نو‬
‫قباد از بزرگان سخن بشنويد‬
‫پس افراسياب و سپه را بديد‬
‫دگر روز برداشت لشکر ز جای‬
‫خروشيدن آمد ز پرده سرای‬
‫بپوشيد رستم سليح نبرد‬
‫چو پيل ژيان شد که برخاست گرد‬
‫رده بر کشيدند ايرانيان‬
‫ببستند خون ريختن را ميان‬
‫به يک دست مهراب کابل خدای‬
‫دگر دست گژدهم جنگی به پای‬
‫به قلب اندرون قارن رزمزن‬
‫ابا گرد کشواد لشگر شکن‬
‫پس پشتشان زال با کيقباد‬
‫به يک دست آتش به يک دست باد‬
‫به پيش اندرون کاويانی درفش‬
‫جهان زو شده سرخ و زرد و بنفش‬
‫ز لشکر چو کشتی سراسر زمين‬
‫کجا موج خيزد ز دريای چين‬
‫سپر در سپر بافته دشت و راغ‬
‫درفشيدن تيغها چون چراغ‬
‫جهان سر به سر گشت دريای قار‬
‫برافروخته شمع ازو صدهزار‬
‫ز ناليدن بوق و بانگ سپاه‬
‫تو گفتی که خورشيد گم کرد راه‬
‫سبک قارن رزمزن کان بديد‬
‫چو رعد از ميان نعره ای برکشيد‬
‫ميان سپاه اندر آمد دلير‬
‫سپهدار قارن به کردار شير‬
‫گهی سوی چپ و گهی سوی راست‬
‫بران گونه از هر سويی کينه خواست‬
‫به گرز و به تيغ و سنان دراز‬
‫همی کشت از ايشان گو سرفراز‬
‫ز کشته زمين کرد مانند کوه‬
‫شدند آن دليران ترکان ستوه‬
‫شماساس را ديد گرد دلير‬
‫که می بر خروشيد چون نره شير‬
‫بيامد دمان تا بر او رسيد‬
‫سبک تيغ تيز از ميان برکشيد‬
‫بزد بر سرش تيغ زهر آبدار‬
‫بگفتا منم قارن نامدار‬
‫نگون اندر آمد شماساس گرد‬
‫چو ديد او ز قارن چنان دست برد‬
‫چنين است کردار گردون پير‬
‫گهی چون کمانست و گاهی چو تير‬
‫چو رستم بديد آنک قارن چه کرد‬
‫چه گونه بود ساز ننگ و نبرد‬
‫به پيش پدر شد بپرسيد از وی‬
‫که با من جهان پهلوانا بگوی‬
‫که افراسياب آن بد انديش مرد‬
‫کجا جای گيرد به روز نبرد‬
‫چه پوشد کجا برافرازد درفش‬
‫که پيداست تابان درفش بنفش‬
‫من امروز بند کمرگاه اوی‬
‫بگيرم کشانش بيارم بروی‬
‫بدو گفت زال ای پسر گوشدار‬
‫يک امروز با خويشتن هوشدار‬
‫که آن ترک در جنگ نر اژدهاست‬
‫در آهنگ و در کينه ابر بلاست‬
‫درفشش سياهست و خفتان سياه‬
‫ز آهنش ساعد ز آهن کلاه‬
‫همه روی آهن گرفته به زر‬
‫نشانی سيه بسته بر خود بر‬
‫ازو خويشتن را نگهدار سخت‬
‫که مردی دليرست و پيروز بخت‬
‫بدو گفت رستم که ای پهلوان‬
‫تو از من مدار ايچ رنجه روان‬
‫جهان آفريننده يار منست‬
‫دل و تيغ و بازو حصار منست‬
‫برانگيخت آن رخش رويينه سم‬
‫برآمد خروشيدن گاو دم‬
‫چو افراسيابش به هامون بديد‬
‫شگفتيد ازان کودک نارسيد‬
‫ز ترکان بپرسيد کين اژدها‬
‫بدين گونه از بند گشته رها‬
‫کدامست کين را ندانم به نام‬
‫يکی گفت کاين پور دستان سام‬
‫نبينی که با گرز سام آمدست‬
‫جوانست و جويای نام آمدست‬
‫به پيش سپاه آمد افراسياب‬
‫چو کشتی که موجش برآرد ز آب‬
‫چو رستم ورا ديد بفشارد ران‬
‫بگردن برآورد گرز گران‬
‫چو تنگ اندر آورد با او زمين‬
‫فرو کرد گرز گران را به زين‬
‫به بند کمرش اندر آورد چنگ‬
‫جدا کردش از پشت زين پلنگ‬
‫همی خواست بردنش پيش قباد‬
‫دهد روز جنگ نخستينش داد‬
‫ز هنگ سپهدار و چنگ سوار‬
‫نيامد دوال کمر پايدار‬
‫گسست و به خاک اندر آمد سرش‬
‫سواران گرفتند گرد اندرش‬
‫سپهبد چو از جنگ رستم بجست‬
‫بخائيد رستم همی پشت دست‬
‫چرا گفت نگرفتمش زيرکش‬
‫همی بر کمر ساختم بند خوش‬
‫چو آوای زنگ آمد از پشت پيل‬
‫خروشيدن کوس بر چند ميل‬
‫يکی مژده بردند نزديک شاه‬
‫که رستم بدريد قلب سپاه‬
‫چنان تا بر شاه ترکان رسيد‬
‫درفش سپهدار شد ناپديد‬
‫گرفتش کمربند و بفگند خوار‬
‫خروشی ز ترکان برآمد بزار‬
‫ز جای اندر آمد چو آتش قباد‬
‫بجنبيد لشگر چو دريا ز باد‬
‫برآمد خروشيدن دار و کوب‬
‫درخشيدن خنجر و زخم چوب‬
‫بران ترگ زرين و زرين سپر‬
‫غمی شد سر از چاک چاک تبر‬
‫تو گفتی که ابری برآمد ز کنج‬
‫ز شنگرف نيرنگ زد بر ترنج‬
‫ز گرد سواران در آن پهن دشت‬
‫زمين شش شد و آسمان گشت هشت‬
‫هزار و صد و شصت گرد دلير‬
‫به يک زخم شد کشته چون نره شير‬
‫برفتند ترکان ز پيش مغان‬
‫کشيدند لشگر سوی دامغان‬
‫وزانجا به جيحون نهادند روی‬
‫خليده دل و با غم و گفتوگوی‬
‫شکسته سليح و گسسته کمر‬
‫نه بوق و نه کوس و نه پای و نه سر‬

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

 

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*