Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : دلم جز مهر مه رويان طريقی بر نمی گيرد‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : دلم جز مهر مه رويان طريقی بر نمی گيرد‬



‫دلم جز مهر مه رويان طريقی بر نمی گيرد‬
‫ز هر در می دهم پندش وليکن در نمی گيرد‬
‫خدا را ای نصيحتگو حديث ساغر و می گو‬
‫که نقشی در خيال ما از اين خوشتر نمی گيرد‬
‫بيا ای ساقی گلرخ بياور باده رنگين‬
‫که فکری در درون ما از اين بهتر نمی گيرد‬
‫صراحی می کشم پنهان و مردم دفتر انگارند‬
‫عجب گر آتش اين زرق در دفتر نمی گيرد‬
‫من اين دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی‬
‫که پير می فروشانش به جامی بر نمی گيرد‬
‫از آن رو هست ياران را صفاها با می لعلش‬
‫که غير از راستی نقشی در آن جوهر نمی گيرد‬
‫سر و چشمی چنين دلکش تو گويی چشم از او بردوز‬
‫برو کاين وعظ بی معنی مرا در سر نمی گيرد‬
‫نصيحتگوی رندان را که با حکم قضا جنگ است‬
‫دلش بس تنگ می بينم مگر ساغر نمی گيرد‬
‫ميان گريه می خندم که چون شمع اندر اين مجلس‬
‫زبان آتشينم هست ليکن در نمی گيرد‬
‫چه خوش صيد دلم کردی بنازم چشم مستت را‬
‫که کس مرغان وحشی را از اين خوشتر نمی گيرد‬
‫سخن در احتياج ما و استغنای معشوق است‬
‫چه سود افسونگری ای دل که در دلبر نمی گيرد‬
‫من آن آيينه را روزی به دست آرم سکندروار‬
‫اگر می گيرد اين آتش زمانی ور نمی گيرد‬
‫خدا را رحمی ای منعم که درويش سر کويت‬
‫دری ديگر نمی داند رهی ديگر نمی گيرد‬
‫بدين شعر تر شيرين ز شاهنشه عجب دارم‬
‫که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی گيرد‬

Hafez - 7

Save the love of those moon of face, a path my heart taketh not:
To it, in every way, I give counsel; but it kindleth not.
O counsel-utterer! or God’s sake, utter the tale of the Saki’s writing:
For, a picture more beautiful than this, our imagination, taketh not.
Come O beautiful Saki! Bring colorful cup.
For a thought inside us, taketh better than this not.
Secretly, I drink a goblet; and, men think it a book:
Wonderful if the book, this hypocrisy’s tire kindleth not.
One day, I shall burn this gilded darvish garment,
Which, for a single cup, the Pir of the wine-sellers taketh not.
The pure-players have purities with wine, for the reason
That in this jewel, save truthfulness a picture taketh not.
Thy face and eyes this beautiful, you say forget it.
Go! This meaningless scold enters my head not.
The counsel-utterer of profligates, who hath war with God’s decree
His heart, I see much straitened: perhaps, the cup he taketh not.
In the midst of weeping, I laugh. Because, like the candle in this assembly,
The fiery tongue is mine; but, it, it kindleth not.
How happily Thou madest prey of my heart! Of Thy intoxicated eye, I boast:
For, better than this, the wild birds, a person taketh not.
In respect of our need and of the independence of the true Beloved, is speech
O heart! what profit sorcery, when in the Heart-Ravisher, it taketh not.
One day, like Sekandar, I shall bring to hand that mirror,
If, this tire, seize it, for a moment, it kindleth not.
O Benefactor! for God’s sake, a little pity. For, the darvish of the head of Thy Street
Knoweth not another door; another Path, taketh not.
For this verse, fresh and sweet, I wonder the King of kings
Why, Hafez, head to foot in gold, he taketh not.

Hafez - 6

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *


This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.