Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ای شب ای شب برفی ، ای شب زمستانی‬

سروده ای از نادر نادرپور : ای شب ای شب برفی ، ای شب زمستانی‬

Naderpoor2

 
‫غزل 1‬
‫ای شب ای شب برفی ، ای شب زمستانی‬
‫گریه در گلو دارم ، چون هوای بارانی‬
‫بازوان من سست است ، زانوان من سنگین‬
‫بارپیری است این بار ، چون برم به آسانی‬
‫پیش ازین بر آن بودم ، کز سفر نپرهیزم‬
‫بعد ازین نخواهم کرد با خطر گرانجانی‬
‫چون چھل فراز آمد ، بر ستیغ جان بودم‬
‫در نشیب پنجاهم ، اینک ای تن فانی‬
‫هر چه دل جوانی کرد ، کودکانه خندیدم‬
‫پیری آمد و آورد گریه ی پشیمانی‬
‫در جمال تن کشتم ، تا کمان جان یابم‬
‫حاصلم چه بود ای دل ، غیر ازین پریشانی‬
‫دوست در میانسالی ، صبح معرفت را دید‬
‫من چرا نبردم ره ، جز به شام نادانی‬
‫نور معنویت را ، در دل آرزو کردم‬
‫برف خجلتم بنشست ، بر دو سوی پیشانی‬
‫روشنی مرا نشناخت ، رو به ظلمت آوردم‬
‫کی توانمت دیدن ، ای چراغ یزدانی‬
‫پوزش گناهان را ، غیر ازین نیارم گفت‬
‫وای ازین مسلمانی ، وای ازین مسلمانی‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*