web stats
Home / Irony / داستانهای طنز ملا نصر الدین 17

داستانهای طنز ملا نصر الدین 17

Nasreddin

 

گم شدن الاغ

یکروز ملا الاغش را گم کرد و در کوچه و بازار دنبالش میگشت و خدا را شکر میکرد .

پرسیدند : شکر کردنت برای چیست ؟ گفت : برای اینکه اگر خودم هم سوار خر بودم اکنون

گم شده بودم و حالا باید یک نفر دیگر دنبال من و الاغ می گشت

بخشیدن الاغ

باز روزی ملا الاغشرا گم کرده بود و در بازار فریاد میزد : هر کس الاغ مرا پیدا کند او را با با

پالان و افسار و غیره به او خواهم بخشید . به او گفتند : در صورتیکه الاغ را با همه چیز می

بخشی چرا زحمت پیدا کردنش را به عهده می گیری ؟

گفت : شما نمی دانید پیدا کردن گمشده چقدر لذت دارد

دعوای ملا در پشت بام

شبی ملا با زنش در پشت بام که برای خواب رفته بودند مشاجره کرده و کارشان به نزاع

کشید , ملا از شدت اوقات تلخی پایش لغزید و از بام بزیر افتاد . همسایه ها که از صدای

افتادن او متوحش شده بودند به سراغش آمدند و ملا را که از صدمه افتادن بیهوش شده

بود با زخمت بهوش آورده و سبب افتادن پرسیدند , ملا گفت : هرکس میخواهد درست از

موضوع باخبر شود با زنش در پشت بام دعوا کند

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*