Home / Literature / سروده ای از سنایی غزنوی : ساقیا می ده که جزمی نشکند پرهیز را

سروده ای از سنایی غزنوی : ساقیا می ده که جزمی نشکند پرهیز را

سنایی غزنوی

 

ساقیا می ده که جزمی نشکند پرهیز را

تا زمانی گم کنم این زهد رنگ آمیز را

ملکت آل بنی آدم ندارد قیمتی

خاک ره باید شمردن دولت پرویز را

دین زردشتی و آئين قلندر چند چند

توشه باید ساختن مر راه جان آویز را

هرچه اسبابست آتش در زن و خرَّم نشين

رندی و ناداشتی به روز رستاخیز را

زاهدان و مصلحان مر نزهت فردوس را

وین گروه لاابالى جان عشق انگیز را

ساقیا زنجير مشگين را ز مه بردار زود

بر رخ زردم نه آن یاقوت شکرّ ریز را

گر شب وصلت نماید مر شب معراج را

نیک ماند روز هجرت روز رستاخیز را

شربت وصل تو ماند نوبهار تازه را

ضربت هجر تو ماند ذوالفقار تیز را

اهل دعوی را مسلمّ باد جنّات النعّیم

رطل می باید دمادم مست بیگه خیز را

جان ما می را و قالب خاک را و دل ترا

وین سر پر ذلّت و تزویر تیغ تیز را

سنایی غزنوی

sanaei

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*