web stats
Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ‫دیگر نمانده هیچ‬‬

سروده ای از نادر نادرپور : ‫دیگر نمانده هیچ‬‬

Naderpoor2

 

‫دیگر نمانده هیچ‬

‫دیگر نمانده هیچ به جز وحشت سکوت‬

‫دیگر نمانده هیچ به جز آرزوی مرگ‬

‫خشم است و انتقام فرومانده در نگاه‬

‫جسم است و جان کوفته در جستجوی مرگ‬

‫تنھا شدم ، گریختم از خود ، گریختم‬

‫تا شاید این گریختنم زندگی دهد‬

‫تنھا شدم که مرگ اگر همتی کند‬

‫شاید مرا رهایی ازین بندگی دهد‬

‫تنھا شدم که هیچ نپرسم نشان کس‬

‫تنھا شدم که هیچ نگیرم سراغ خویش‬

‫دردا که این عجوزه ی جادوگر حیات‬

‫بار دگر فریفت مرا با چراغ خویش‬

‫اینک شب است و مرگ فرا راه من هنوز‬

‫آنگونه مانده است که نتوانمش شناخت‬

‫اینک منم گریخته از بند زندگی‬

‫با زندگی چگونه توانم دوباره ساخت ؟‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*