web stats
Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : شب بیمار‬‬

سروده ای از نادر نادرپور : شب بیمار‬‬

Naderpoor2

 

شب بیمار‬
‫شب بیماری ام تا صبح پایید‬
‫سحرگاهم ربود از دست ، خوابی‬
‫همه شب سر به سر بیدار بودم‬
‫به امیدی که خیزد آفتابی‬
‫چراغم خفت ، شمع بسترم خفت‬
‫نتابیدم به بالین پرتو ماه‬
‫تو گویی ماه – مرغ آسمان – مرد‬
‫چو لب بستند مرغان شبانگاه‬
‫شمردم نرم نرمک لحظه ها را‬
‫نه آغازی در آن دیدم نه انجام‬
‫فرورفتم سپس نومید و خاموش‬
‫در آن تاریکی نیلوفری فام‬
‫شمردم اختران آسمان را‬
‫که شاید برهم افتد دیده ی من‬
‫ولی دردا که یاد دیده ی او‬
‫نرفت از خاطر شوریده ی من‬
‫ز بستر جستم و افروختم شمع‬
‫کز آن بیگانه جویم آشنایی‬
‫ولی شمع خیالم زودتر تافت‬
‫دلم تاریک شد زان روشنایی‬
‫به رقص سایه روشن دوختم چشم‬
‫که از غم وارهانم خویشتن را‬
‫ولی شمع از نسیم نیمه شب مرد‬
‫نھاد از دست کار سوختن را‬
‫چو پر شد جام چشمم از می خواب‬
‫صدای ساعت بیدار برخاست‬
‫به زنگش گوش دادم لحظه ای چند‬
‫شمردم ضربه ها را تا فروکاست‬
‫نمیدانم ، خدایا ! صبح چون شد‬
‫ولی دانم که مرغ صبح نالید‬
‫تنم زین سخت جانی در عجب ماند‬
‫به خود بالید و بر من نیز بالید‬
‫همه شب سر به سر بیدار بودم‬
‫سحرگاهم ربود از دست ، خوابی‬
‫شب بیماری ام تا صبح پایید‬
‫به امیدی که خیزد آفتابی‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*