web stats
Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : برف و خون‬

سروده ای از نادر نادرپور : برف و خون‬

Naderpoor2

 

برف و خون‬
‫شب ، در آفاق تاریک مغرب‬
‫خیمه اش را شتابان برافراشت‬
‫آسمان ها همه قیرگون بود‬
‫برف ، در تیرگی دانه می کاشت‬
‫من ، هراسان در آن راه باریک‬
‫با غریو درختان تنھا‬
‫می دویدم چو مرغان وحشی‬
‫بر سر بوته ها و گون ها‬
‫گاهی آهنگ پای سواری‬
‫می رسید از افق های خاموش‬
‫بادی آشفته می آمد از دور‬
‫تا مگر گیرد او را در آغوش‬
‫من زمانی نمی ماندم از راه‬
‫گویی از چابکی می پریدم‬
‫بوته ها ، سایه ها ، کوهساران‬
‫می دویدند و من می دویدم‬
‫در دل تیرگی کلبه ای بود‬
‫دود آن رفته بر آسمان ها‬
‫پای تنھا چراغی که می سوخت‬
‫در دلش ، راز گویان شبان ها‬
‫لختی از شیشه دیدم درون را‬
‫خواستم حلقه بر در بکوبم‬
‫ناگھان تک چراغی که میسوخت‬
‫مرد و تاریکتر شد غروبم‬
‫لحظه ای ایستادم به تردید‬
‫گفتم این خانه ی مردگان است‬
‫گویی آن دم کسی در دلم گفت‬
‫فکر شب کن که ره بیکران است‬
‫در زدم – در گشودند و ناگاه‬
‫دشنه ای در سیاهی درخشید‬
‫شیون ناشناسی که جان داد‬
‫کلبه را وحشتی تازه بخشید‬
‫کورمالان قدم پس نھادم‬
‫چشم من با سیاهی نمی ساخت‬
‫تا به خود آمدم ضربتی چند‬
‫در دل کلبه از پایم انداخت‬
‫خود ندانم کی از خواب جستم‬
‫لیک ، دانم که صبحی سیه بود‬
‫در کنارم سری نو بریده‬
‫غرق خون بود و چشمش به ره بود‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*