Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ملال تلخ‬

سروده ای از نادر نادرپور : ملال تلخ‬

Naderpoor2

 

ملال تلخ‬
‫گر از دیار خدایان آسمان بودم‬
‫ز تنگنای شبم لحظه ای رهایی بود‬
‫ملال تلخ سفر می نشاندم از می عشق‬
‫اگر نگاه ترا با من آشنایی بود‬
‫چه شام ها که سر آمد چه روزها که گذشت‬
‫بدین امید که از عشق بھره ای گیرم‬
‫درین خیال خطا لحظه ها به غفلت رفت‬
‫که بوسه ای ز لبی یا ز چھره ای گیرم‬
‫چه شامھا که دل افسرده از تباهی عمر‬
‫به یاد عشق تو بگریختم ز صحبت خویش‬
‫به یاد آن همه شبھا که رفت و بازنگشت‬
‫چراغ عشق برافروختم به خلوت خویش‬
‫چه شامھا که هماهنگ با نشستن روز‬
‫نگاه دور ترا نیز آرزو کردم‬
‫در آن غروب گوارا که رنگ مستی داشت‬
‫ز خویش رفتم و با خویش گفتگو کردم‬
‫در آن دو اشک که بر دامنم چکید وگذشت‬
‫نگاه کردم و دیدم غم گذشته ی خویش‬
‫به یک نظاره در آن قطره ها روان دیدم‬
‫امید رفته و اندوه بازگشته ی خویش‬
‫به یاد آن همه شبھا و روزها که گریخت‬
‫مرا به دفتر دل ، نقش یادگاری ماند‬
‫امید گمشده چون کاروان رسید و گذشت‬
‫ز کاروان گریزان او ، غباری ماند‬
‫چو روز شب که دو اسبان کاروان بودند‬
‫تو نیز ، قافله سالار کاروان بودی‬
‫چراغ عمر تو ، هر جا که هست ، روشن باد‬
‫اگرچه عمر مرا ، شمع نیمه جان بودی‬
‫ستارگان همه دانند و آسمان ها نیز‬
‫که هر چه بود ، مرا آرزوی فردا بود‬
‫دریغ و درد ، کزین پیشتر ندانستم‬
‫کز آن سیاه شبم ، سرنوشت ، پیدا بود‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*