Home / Literature / سروده ای از هاتف اصفهانی : بی‌مهری اگر چه بی‌وفا هم

سروده ای از هاتف اصفهانی : بی‌مهری اگر چه بی‌وفا هم

هاتف

 

بی‌مهری اگر چه بی‌وفا هم
جور از تو نکو بود جفا هم
بیگانه و آشنا ندانی
بیگانه کشی و آشنا هم
پیش که برم شکایت تو
کز خلق نترسی از خدا هم
بس تجربه کرده‌ام ندارد
آه سحری اثر دعا هم
در وصل چو هجر سوزدم جان
از درد به جانم از دوا هم
ای گل که ز هر گلی فزون است
در حسن، رخ تو در صفا هم
شد فصل بهار و بلبل و گل
در باغ به عشرتند با هم
با هم ستم است اگر نباشیم
چون بلبل و گل به باغ ما هم
جز هاتف بی‌نوا در آن کوی
شاه آمد و شد کند، گدا هم

هاتف اصفهانی

هاتف  اصفهانی

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*