Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : ياس بنفش‬

سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : ياس بنفش‬

‫ياس بنفش‬‬‬‬

.‬

‫‬‫ ‬‬

‫زبانم را کسی هرگز‬
‫نمی فهمد، نميداند‬
‫ميان تلخ عصری‬
‫مانده ام مبهوت و سرگردان‬
‫و با يک موج قو مانند افکاری‬
‫که راه رفتن و پرواز را‬
‫در هجره انديشه هايم‬
‫باز گم کردست‬
‫ ‬
‫ميان اين تلاطم ها ‬
‫هميشه سخت بيمارست‬
‫نبوغ جستن و بشکستن زنجير ها در من‬
‫ ‬
‫ميان طاق ها هر روز‬
‫غبار سرخ را با تکه های سبز ميگيرم‬
‫و با سر انگشت نبض خود‬
‫به روی قاب تقديرم‬
‫همه آئينه ميکارم‬
‫ولی در موج اين برکه‬
‫نصيب من هميشه سيب مرده در کف آبست‬
‫ميان نور و ماهی‬
‫بخت من يک سايه يک خوابست‬

زبانم را کسی هرگز نمی فهمد‬
‫نمی داند‬
‫کسی هرگز ز روی شوق خلقت های بيرنگم‬
‫نقاب ماه را بی ادعا بر من نمی آرد‬
‫کسی بی اعتنا بر آفتاب و نور‬
‫سراغ شمع و نور ناتوانش را نمی گيرد‬
‫ولی من در بر ديوار‬
‫هميشه ورد رفتن را‬
‫به گوش خشت های خام ميخوانم‬
‫که تا شايد شود روزی‬
‫که در آنسوی اين ديوار‬
‫که ميگويند سرسبزيست‬
‫کسی يک دانه گل را‬
‫نه برای من‬
‫برای همنفس بودن‬
‫ميان قلب پاک يک سفال سرد‬
‫به اشک چشم بنشاند!‬

لينا روزبه حيدری

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *