Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫اگر تو برفکنی در ميان شهر نقاب‬ ‫

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫اگر تو برفکنی در ميان شهر نقاب‬ ‫

sadi

اگر تو برفکنی در ميان شهر نقاب‬ ‫

هزار ممن مخلص درافکنی به عقاب‬

که را مجال نظر بر جمال ميمونت‬

‫بدين صفت که تو دل میبری ورای حجاب‬

درون ما ز تو يک دم نمیشود خالی‬ ‫

کنون که شهر گرفتی روا مدار خراب‬

به موی تافته پای دلم فروبستی‬ ‫

چو موی تافتی ای نيکبخت روی متاب‬

تو را حکايت ما مختصر به گوش آيد‬

‫که حال تشنه نمیدانی ای گل سيراب‬

اگر چراغ بميرد صبا چه غم دارد‬ ‫

و گر بريزد کتان چه غم خورد مهتاب

دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهلست‬

‫که با شکردهنان خوش بود سال و جواب‬

کجايی ای که تعنت کنی و طعنه زنی‬ ‫

تو بر کناری و ما اوفتاده در غرقاب‬

اسير بند بلا را چه جای سرزنشست‬ ‫

گرت معاونتی دست میدهد درياب‬

اگر چه صبر من از روی دوست ممکن نيست‬

‫همی کنم به ضرورت چو صبر ماهی از آب‬

تو باز دعوی پرهيز میکنی سعدی‬ ‫

که دل به کس ندهم کل مدع کذاب‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*