Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : ‫اجبار پايان

سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : ‫اجبار پايان

 

‫‬
اجبار پايان

*

‫‫‫‬‫ ‬

‫‬

‫ ما همه رنج و غم اين دور و دوران ديده ايم‬
‫ زخم ناسور زمان در چنگ توفان ديده ايم‬
‫ ‬
‫ ما همه بی بال و بی پر در اوج پروازی نگون‬
‫ بس که جور زندگی در کنج زندان ديده ايم‬
‫ ‬
‫ ما همه ماتم نشين در اين سرای جسم و جان‬
‫ زانکه مرگ دوست را با چشم حيران ديده ايم‬
‫ ‬
‫ قصه تقدير و غم در انحنای روز و شب‬
‫ اشک را با هر فغان، مژگان به مژگان ديده ايم‬
‫ ‬
‫ روح من ماتم سرا، درمانده در غم روح تو‬
‫ انقدر رنجی که ما عريان و پنهان ديده ايم‬
‫ ‬
‫زخم ها بر جسم و جان از روزگار و روزگار‬
‫ رحم حيوان را به خود در ظلم انسان ديده ايم‬
‫ ‬
‫ عقده ها ماند به دل در اين سرای سرنوشت‬
‫ زانکه قبل از هر شروع، اجبار پايان ديده ايم‬

لينا روزبه حيدری

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*