Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : حليمه

سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : حليمه

 

‫‬
حليمه

*

‫‫‫‬

‫ وقت اذان و نيمه تاريک اسمان‬
‫ خواب از دو چشم شاد حليمه پريده بود ‬
‫ پيراهن زری حليمه کنار او‬
‫ بر روی فرش تا دم صبح اراميده بود‬
‫ ‬
‫ در چشم های شاد حليمه هوای درس‬
‫ اميد صد نوشته زيبا نهفته بود‬
‫ انگشت های کوچک او در پی قلم‬
‫ صد بار در ميان هوا “ح ” نوشته بود‬
‫ ‬
‫ مادر برای رفتن او صد بهانه کرد‬
‫ ميخواست تا حليمه نباشد چو او خموش‬
‫ ميخواست تا حليمه نگردد اسير درد‬
‫ ميخواست تا حليمه نگردد کنيز و گوش‬
‫ ‬
‫ مادر کنار در به اميدی نشسته گفت‬
‫من با توام، برو تو بياموز و بازآ‬
‫ تو مثل من مباش که کنار هويت ات‬
‫ انگشت تاپه های سياه ماندت بجا‬
‫ ‬
‫ مادر سکوت کرد چو پدر دست او گرفت‬
‫وانگه نوای سرد پدر خطبه اين نمود‬
‫ آری برو برای دو سه روز و بعد از ان‬
‫ در خانه باش و خانه به تو بهترين نمود‬
‫ ‬
‫ کار زنست خانه و کار زنست همين‬
‫ اويزه کن چو حلقه به گوشت طنين من‬
‫ اين درس و مکتب و سخن و هر چه نو شدست‬
‫ هرگز نبوده در تبار کيش و دين من‬
‫ ‬
‫ شادی ز روح شاد حليمه بريد و رفت‬
‫از رنگ شاد پيرهنش خسته ميشود‬
‫ اين فصل خوش هميشه برای حليمه ها‬
‫با حکم مرد های زمان بسته ميشود‬

لينا روزبه حيدری

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*