Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : رستگار شدم

سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : رستگار شدم

 

‫‬
رستگار شدم

*

‫‫‫‬

‫‬

‫ نرفته در پی آتش چه خاکسار شدم‬
‫ فدای راه پر از سوده و غبار شدم‬
‫ ‬
‫ حريم خانه به تاريکی زمانه بخفت‬
‫ ز خفتنش چه دگرگونه بيقرار شدم‬
‫ ‬
‫ تمام باغ فسرد و نه گل، نه لاله برست‬
‫ ميان مرگ چنين ماندم و بهار شدم‬
‫ ‬
‫ اگر چه آئينه بشکست ومرد بی تصوير‬
‫ ولی به گريه جامانده اش قرار شدم‬
‫ ‬
‫ فضای مرده پائيز و لحظه های جمود‬
‫ به پاس زردی هر رنگ او انار شدم‬
‫ ‬
‫ تمام حرف فروخفت و عقده حائل شد‬
‫ چنين نفير سکوت گشتم و شعار شدم‬
‫ ‬
‫ چو اشک از نفس چشم تن سرازيرم‬
‫ هزار قصه ز من گشت و شهريار شدم‬
‫ ‬
‫ ميان نقش من و نقش او چه تصويری‬
‫ که بر طواف نرفتم و ذوالفقار شدم‬

‫ به من بگفت صدايی ز کوره راه ازل‬
‫که رحم به کافری کردم و رستگار شدم‬

لينا روزبه حيدری

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*